محمد مهدى ملايرى

207

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و به انابير جمع بسته مىشود كه جمع الجمع است . هرى را نبر خوانده‌اند زيراكه وقتى غلّه را در آن بريزند بالا مىگيرد و ورم مىكند . و انبار غلّه : توده‌هاى غله است كه مفرد آن نبر است مانند نقس و انقاس . و انبار : حجرهء بازرگان است كه كالاى خود را در آن مىچيند . و انبار : شهرى است ، و در كلام عرب هيچ مفردى نيست كه به صورت جمع باشد مگر انبار ، و ابواء ، و ابلاء . در اين نوشته چندين اشتباه بزرگ هست كه بايد به آنها اشاره شود . اشتباه اصلى در اينست كه صاحب لسان ، انبار را عربى و مشتق از ماده نبر گرفته و از اين ، چند اشتباه ناشى شده ، يكى اين‌كه انبارى را كه محل ذخيره كردن خواربار است جمع نبر بفتح نون و آن را كه به معنى توده‌هاى غله است جمع نبر بكسر نون دانسته و آنها را جدا از هم پنداشته است . و ديگر اينكه انبار كه نام شهر است چون مفردى براى آن نشناخته ، آن را يكى از الفاظ مفرد نادر در زبان عرب شمرده كه به صورت جمع است ، يعنى اين را هم لفظ ديگرى فرض كرده ، و اشتباه ديگر آنكه چون انبار به معنى « اهراء » عربى معنى شده ناچار مفرد فرضى آن را هم كه نبر باشد در مقابل مفرد اهراء كه « هرى » باشد نهاده ، در صورتىكه در هيچ‌جا نبر به معنى انبار كه همان هرى عربى باشد استعمال نشده « 1 » همين اشتباه را در تعريف انبار از ازهرى عالم لغوى معروف مىبينيم . وى به نقل ياقوت از او در معجم البلدان چنين گفته است : « انبار محل انباشتن خواربار است . مفرد آن نبر است و جمع آن انابير ( جمع الجمع ) و محل انباشتن آذوقه را از آن جهت انبار گفتند كه وقتى آن را روى هم بريزند ورم مىكند و بالا مىگيرد ، و به همين جهت منبر را هم منبر گفته‌اند به

--> ( 1 ) . انبار فارسى محض و به عربى ( هرى ) است و اصل معناى آن « انباشته » است و كلمهء آرامى آن و همچنين كلمهء انبار يا عنبار تركى و كردى هم از همين كلمه است . اما هرى يا از كلمهء رومى Horreum يا از كلمه‌اى يونانى با همين هيأت معرب شده و هردو يك معنى دارند « الالفاظ الفارسية المعربة » ، ص 150 .